محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6526

تاريخ الطبرى ( فارسي )

پيكار بسر رسيده و به دو حاجت نيست . وقتى بهبوذ با كشتيهايى كه همراه داشت نمايان شد ، ابو احمد دستور داد كشتيهاى وى را پيش ببرند و به ابو العباس دستور داد با كشتيهايى كه همراه داشت به بهبوذ هجوم برد ، به سرداران و غلامان خويش نيز دستور داد كه همراه وى هجوم برند . كشتيهاى ابو العباس و زيرك كه سرداران غلامان در آن بودند ، و وارد پيكار شدند ، دوازده كشتى بود . پيكار درگرفت . ياران فاسق در ابو العباس و همراهان وى طمع آوردند كه كشتيهايشان كم بود ، اما چون ثبات كردند زنگيان هزيمت شدند . ابو العباس و ياران وى را به تعقيب بهبوذ فرستادند كه او را به عرصهء قصر خبيث راندند ، دو ضربت نيزه به او رسيد و چند زخم تير برداشت و بازوهايش از ضربات سنگ سستى گرفت ( 583 و كارى را كه به عهده وى و ياران او بود رها كرد ، در حال مرگ بود كه وى را به نهر ابو الخصيب راندند . آن روز از همراهان بهبوذ يكى از سرداران توانا و دلير و جنگ آزموده وى به نام عميره كشته شد . ياران ابو العباس به يكى از كشتيهاى بهبوذ دست يافتند و مردم كشتى كشته شدند يا غرق شدند و كشتى گرفته شد . ابو العباس و ياران وى با كشتيهايشان روان شدند كه دستور ابو احمد در اين باب آمده بود كه كشتيها به شرق دجله رود و سپاه بازگردد . وقتى فاسق سپاه ابو احمد را در كار بازگشت ديد كسانى را كه در كشتيهاى وى به نهر ابو الخصيب گريخته بودند دستور داد كه نمايان شوند كه با اين كار هراس ياران وى آرام شود و آنها را بى آنكه هزيمتى كرده باشند ، پس ببرد . ابو احمد جمعى از غلامان خويش را بگفت كه كشتيهاى خويش را به طرف آنها برگردانند و به آهنگ آنها بروند كه چون اين را بديدند هزيمت شده و هراسان پشت بكردند . يكى از كشتيهاشان عقب ماند ، مردم آن از ابو احمد امان خواستند و پرچم سپيدى را كه همراه داشتند سرازير كردند و با كشتى خويش سوى وى شدند كه امان يافتند و عطيه